حسن حسن زاده آملى
263
هزار و يك كلمه (فارسى)
كسى است كه مستعد براى تقوا و ايمان باشد چون در بين كفار بعضى بىغرضاند و عناد ندارند ، آنها مستعدند براى قبول ايمان و بعضى معاندند و مواعظ قرآن در آنها اثر ندارد . مطلب چهارم - الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ، اين مطلبى كه قرآن در اول متعرض آن شده و علامت متقين قرار داده اولين قدم است براى ايمان و اعتقاد صحيح و ساير حكما در اثبات خدا متابعت از قرآن نموده و اين نكته را يادآورى كردهاند . چون از اول خلقت عالم تاكنون هركس منكر دعوت انبيا شده تكيه گاهش به اين كلام است كه هر موجودى بايد محسوس باشد و اگر چيزى در تحت حواس ما واقع نشود و آن را مشاهده نكنيم موجود نيست و انبيا و حكما در مقام معارضه گويند ممكن است چيزى موجود باشد و مع ذلك حواس ما آن را درك نكند . فرعون در مقابل حضرت موسى گفت من بايد خدا را ببينم تا ايمان بياوريم . يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى . ابن ابى العوجا و ساير زنادقه هم در مقابل ائمهء ما مىگفتند : اگر خدا هست چرا از خلق مستور شده و پيغام مىدهد و خودش ظاهر نمىشود تا ما او را ببينيم ؟ و كفار مكه مىگفتند : لن نؤمن لك . . . أوتأتى بالله و الملئكة قبيلا يعنى ما ايمان به تو نمىآوريم مگر كارهايى را كه به تفصيل در قرآن مذكور است انجام دهى . . . و يا خدا و ملائكه را با هم بياورى . و ملاحدهء اروپا هم امروز جز اين چيزى نمىگويند ، اما موحدين گويند شهادت برعدم مسموع نيست . حضرت رضا ( ع ) به زنديق فرمود : وقتى حواس تو از ادراك او عاجز شد ربوبيت او را انكار كردى و ما وقتى حواسمان عاجز از آن شد يقين كرديم كه او پروردگار ماست و مغاير است با اشيا ، و حضرت صادق ( ع ) در جواب زنديقى فرمود : مىدانى كه زمين زير و بالا دارد ؟ گفت : بلى . فرمود : زير آن داخل شدهاى ؟ گفت : نه . فرمود : پس نمىدانى زير آن چيست ؟ گفت : نمىدانم ، ولى گمان مىكنم چيزى نباشد . فرمود : گمان عجز است از يقين . بعد آن فرمود : به آسمان بالا رفتهاى ؟ گفت : نه . فرمود : مىدانى در آن چيست ؟ گفت : نه . فرمود : عجب است از تو كه به مشرق و مغرب نرسيده و به زمين فرونرفته و به